تصاویر: کشف یک بنای مذهبی هخامنشی














آقا محمد خان قاجار از سال 1193تا1211 هجری قمری یعنی نزدیک به 18 سال پادشاه ایران بود. او پایه گذار سلسله قاجاریه بود. وی در چهار سالگی به وسیله علیقلی خان ملقب به عادلشاه برادرزاده نادر شاه و به سبب دشمنی که با پدرش داشت اخته شد.
آقا محمد خان در جنگاوری توانا بود اما بیشتر شهرتش در تاریخ را به خاطر ظلم ,ستم ,بی رحمی ,سنگدلی و جنایاتش به دست آورده است.شیوه کشتن آخرین شاه زند و قتل عام مردم کرمان و جنایات و غارت هایی که در گرجستان انجام داد از جمله اقداماتی است که از او به یاد گار مانده گرچه بسیاری در طول تاریخ به کفایتش گواهی داده اند

آقا محمد خان وقتی فهمید که کریم خان زند در حال مرگ است از شیراز و به همراه عده ای از ایل قاجار و افرادی دیگر به سرعت به تهران رفت . او بعد از قلبه به برادرانش که مخالف سلطنت او بودند به کرمان رفت و پس از نابینا کردن لطفعی خان آخرین پادشاه زند و کشتن او اعلام پادشاهی نمود.
وي شب هنگام 21 شهر ذي الحجه 1211 ه.ق برابر 1797 ميلادي توسط 3 نفر از همراهان نزديك خود در پناه آباد قره باغ ( شوشه ) كشته مي شود ، جسد وي هم اكنون در نجف اشرف مدفون است .
با مرگ آقا محمد خان ولیعهدش فتحعلی شاه به سلطنت رسید.
درباره اصل و نسب قاجارها اطلاعات درستی در دست نیست . اما اینطور که بر می آید آنها از نژاد ترک بودند.قاجارها ازترکان غربی بودندآنها ازدوره صفویه در تاریخ ایران پیدا شدند.وآن مطالبی که آنها را به مغولان منتسب می کند نامعتبر می باشد.
سلطنت قاجار به عنوان یکی از تاریک ترین دوران ایران و مقطعی از تاریخ که دو قرارداد ننگین گلستان و ترکمانچای در آن امضاشد در طول تاریخ این سرزمین به ثبت رسیده است.علاوه بر این در این دوران امتیاز های بزرگی به کشور های بیگانه داده شده ولی بدور از همه این ها ،امنیت در کشور حاکم نبوده نه تنها امنیت بلکه نبود عدم وجود نظم و قانون زندگی مردم را سخت می آزرد به طوری که کسی جرات بیرون آمدن در شب را نداشته و حتی برای رفتن از تهران به مشهد می بایست ابتدا به روسیه رفت و سپس از آنجا به مشهد رفت.
حتی اداره ژاندارمری به دست سوئدی ها بوده و عدالتی وجود نداشته. پشتوانه ای برای سرمایه کشور وجود نداشته تا جایی که انگلیسی ها حق چاپ پول را داشتند.برخی کارشناسان دلیل توجه بیش از حد قاجار به فرنگ را نداشتن پایگاه مردمی این سلسله دانسته و معتقدند آنها به دلیل ترس از شورش های داخلی به بیگانگان پناهنده شدند.
هرفردی برای سفر انگیزه ای دارد و به اندیشه ای طی طریق می کند. اما انگیزه همه سفر ها تفریح و مشاهده و شناخت ناشناخته ها نیست .
خیلی از مردم جهان تنها به انگیزه سیر افاق و انفس و کسب مدارج معنوی سفر می کنند و اینگونه است که گردشگری مذهبی شکل می گیرد.
1.مکه

برای ما مسلمانان مهمترین ,برجسته ترین و عزیزترین جاذبه گردشگری جهان شهر مکه و کعبه است. سالانه میلیون ها زائر مشتاق برای دیدار قبله گاه مسلمانان جهان از سراسر جهان به این شهر سفر می کنند.
مکه زادگاه محمد(ص) و محل بعثت اوست. این
شهر علاوه بر نام مکه دارای نامهایی همچون «بکّه»، «امّ القری» و
«بلدالحرام» نیز بودهاست که در قرآن به تمامی این اسامی اشاره شدهاست.
مسلمانان معتقدند پس از آنکه به اذن خداوند چشمه زمزم زیر پای اسماعیل جوشید و در آن منطقه آب یافت شد، مردم در آنجا ساکن شدند
و شهر مکه به وجود آمد و نیز ابراهیم به فرمان خدایش کعبه را ساخت.
2.واتیکان

واتیکان دولتشهری مستقل است که در درون شهر رم در کشور ایتالیا جای دارد. واتیکان محل اقامت پاپ، رهبر کاتولیکهای جهان و مرکز کلیسای کاتولیک است.
واتیکان از سریر مقدس که نام حوزهٔ
اسقفنشین این شهر است، متفاوت است. واتیکان دولتشهری مستقل است که در
سال ۱۹۲۹ با توافق مقامات سریر مقدس و بنیتو موسولینی نخستوزیر ایتالیا
بنیان نهاده شد، اما قدمت سریر مقدس به اوان پیدایش مسیحیت میرسد. سریر
مقدس عالیترین اسقفنشین کلیسای کاتولیک و حکومت مرکزی کلیساهای کاتولیک
به شمار میرود و در جامعهٔ بینالمللی یک واحد مستقل واجد حاکمیت به شمار
میرود که موضوع حقوق بینالملل است و در بسیاری از کشورها سفارتخانه و در
بسیاری از سازمانهای بینالمللی عضویت دارد. سفرای این کشور و نمایندگان
پاپ نیز به طور رسمی نماینده و سفیر سریر مقدس نامیده میشوند و نه
دولتشهر واتیکان. همچنین مصوبات واتیکان به زبان ایتالیایی منتشر میشود
اما اسناد رسمی سریر مقدس به زبان لاتین است. این دو واحد حتی گذرنامههای
متفاوتی نیز صادر میکنند. سریر مقدس گذرنامههای دیپلماتیک و خدماتی را
صادر میکند و واتیکان گذرنامههای عادی.
کلیسای سن پتر بزرگترین کلیسای جهان است و در واتیکان قرار دارد که هرساله جمع کثیری از مسیحیان جهان را به سوی خود می خواند.
3.تبت ,لهاسا

لهاسا (در تبتی: ལྷ་ས་، چینی: 拉萨.pinyin:Lāsà) نام پایتخت سنتی کشور تبت است که در پی اشغال نظامی تبت توسط جمهوری خلق چین، هم اکنون به عنوان مرکز استان تبت نامیده میشود. درگیریهای اخیر در این شهر میان مردم و نظامیان چینی، این شهر کهن را که مرکز مذهب بودائی (شاخه لامائی) در جهان است،مورد توجه رسانه ها قرار داده است.
دين بودايي كه امروزه از نظر تعداد پيروان يكي از چهار دين بزرگ جهان به شمار مي رود در قرن ششم ق . م در مقابل قدرت برهمنها در هندوستان به وجود آمد و با سرعت در شبه قاره هند و سپس در كشور هاي همجوار انتشار يافت اين دين قرنها در هند رواج داشت.
در حال حاضر دين بوديسم در چين و ژاپن پيروان بسياري دارد. در هند و چين فرانسوي، مذهب تازه اي تحت عنوان آئين بودايي جديد ظهور نموده كه تمام موجودات مقدس اديان بزرگ ديگر را براي تقديس در اطراف بودا جمع مي كند كه بعضي از اروپائيان نيز مجذوب كيش بودا گشته اند و عبادتگاه بودائي و كتابخانة آن در سالن (جمعيت دوستداران دين بودا) در پاريس نمونه اي از اين علاقه مندي است.
4.بیت المقدس

بیتالمقدس یا اورشلیم، یکی از نامهای شهر باستانی و مقدس اسلامی، مسیحی و یهودی، در کشور فلسطین است.
این شهر یکی از چهار شهر مقدس یهود محسوب میشود و در کنار شهرهای صفاد، حبرون و طبریه، محل سکونت بسیاری از دانشمندان مذهبی یهودی بوده است. این شهر پس از مکه و مدینه سومین شهر مقدس در اسلام و مقدسترین شهر در مسیحیت محسوب میشود.
این شهر مقدس سالهاست محل مناقشات فلسطینیان و اسرائیلی ها بوده و مدت هاست به اشغال اسرائیل در آمده اما هیچ گاه مسلمانان برای باز پس گیری آن عقب ننشسته اند.
5.کربلا

زیارت هر یک از عتبات عالیات برای شیعیان آرزوست اما کربلا که مقتل سومین امام ایشان محسوب می شود چیز دیگری است.کَربَلا مرکز استان کربلا یکی از شهرهای جنوبی کشور عراق محسوب می شود.
طی سالیانی که صدام حکومت عراق را در دست داشت این زیارت ها محدود شده بود اما پس از سرنگونی حکومت بعثی ها رونقی دو چندان یافت.
شهرت این شهر با نبرد کربلا در دهم محرم ۶۱ هجری قمری پیوند دارد.حرم حسین بن علی (ع)در شهر کربلا یکی از مکانهای مقدس اسلامی و زیارتگاه مسلمانان شیعه است.
6.مشهد

مشهد الرضا محل شهادت هشتمین امام شیعیان و تنها امام معصوم است که خارج از مرزهای کشور های عربی به خاک سپرده شده اند.
از این رو زیارت ایشان به حج فقرای ایران مشهور گردیده است.
7.پیرنارکی یزد

زیارتگاه پیرنارکی متعلق به زرتشتیان یزد بوده است و در شهر مهریز یزد و در مسیر چند روستای کوچک اما زیبای این شهرکویری واقع شده است. این مکان مهمترین عبادتگاه زرتشتیان جهان به شمار می آید و البته در کنار آن پیر سبز چکچکو در شهرستان اردکان هم از دیگر عبادتگاه های مخصوص پیروان این دین به حساب می آید.
8.آرامگاه استر و مردخای

آرامگاه یا بُقعه اِستِر و مردخای جزء
مهمترین زیارتگاه های یهودیان ایران و جهان است. این مقبره جزء آثار
میراث فرهنگی ایران ثبت شدهاست. وجود این زیارتگاه، عامل مهمی در شکل
گیری و تداوم حضور جامعه یهودی در همدان بودهاست.
مقبره استر و مردخای در مرکز شهر همدان، ابتدای خیابان دکتر شریعتی قرار دارد.
9.معابد هند

هند کشور هفت رنگ هفتاد رنگ، مرکز خدایان جور واجور و معابد رنگ به رنگ است . انتخاب یکی از این معابد به عنوام مهمترین مرکز بت پرستی بسیار دشوار و در واقع غیر ممکن است. خود هندی ها هم هیچگاه به خودشان جرات نمی دهند یکی از معابدشان را به عنوان مهمترین و بزرگترین معبد انتخاب کنند با این وجود این معابد هر ساله جمع کثیری از هندیان و مردم سایر کشور ها را برای عبادت و برخی ها را هم برای ارضای حس کنجکاوی به سوی خویش می خواند.
10.كليساي نوتردام

كليساي نوتردام كه كه به آن كليساي"
نوتردام دوپاري "نيز مي گويند، شهرت بين المللي دارد . نوتردام به زبان
فرانسه به معناي «بانوي ما» است
كليساي نوتردام يكي از مهم ترين
بنا هاي مذهبي و توريستي پاريس،ويكی از زيباترين كليساهای اروپا با قدمتي
بيش از هفتصد سال محسوب مي گردد. اين كليسا يكي از اصليترين مراكز
گردشگري در پاريس محسوب ميشود.
كليساي نوتردام تاريخ پرفراز و نشيبي را از سر گذرانده است. سربازاني كه درگير جنگ صليبي بودند پيش از رفتن به ميدان جنگ در اين مكان دعا ميكردند و موسيقي چندآوايي در اين كليسا شكل گرفت.
در طول انقلاب فرانسه، كليساي نوتردام هم همچون ديگر كليساهاي فرانسه غارت شد، اشياي باارزش كليساهاي ديگر هم نابود شدند يا به تاراج رفتند تنها ناقوسهاي بزرگ از خطر ذوب شدن در امان ماندند، در طول انقلاب فرانسه از محوطه داخلي كليسا براي انبار غذا استفاده ميشد. در همين مكان بود كه ناپلئون بر اولويت دولت بر كليسا تاكيد كرد و به عنوان امپراتور فرانسه تاجگذاري كرد و ژوزفين را ملكه خود خواند. هنگامي كه پاريس در جنگ جهاني دوم آزاد شد، ژنرال دوگل پس از بازگشت به فرانسه مراسم شكرگزاري را دراين كليسا به جاي آورد.
« 590- 429 ق / 1194 -1038 م»
دولت سلجوقی که توسط دو برادر، چغری بیگ و طغرل بیگ ترکمان به دنبال غلبه نهایی ایشان بر مسعود غزنوی
به وجود آمد، هر چند از لحاظ نظامی بر عناصر ترک و ترکمان متکی بود، اما
از نظر اداری و سیاسی به همان اندازه دولت غزنوی، صبغه ایرانی داشت که بر
بستری و آل سلاجقه نیز همچون غزنویان خود را وارث آیین و رسوم سامانیان میدانستند.
نیم قرن پس از آن که حکومت طغرل در خراسان پا گرفت، قلمرو جانشینان او از جیحون تا فرات و از فارس تا شام و آناطولی را در بر گرفت و بدین گونه یک خاندان غیر ایرانی پس از گذشت چهار سده که از سقوط ساسانیان
میگذشت، حدود ایران را که به دست وی افتاده بود به وسعه عهد ساسانیان
رساند و حتی فرهنگ ایرانی و میراث ساسانی را در سراسر آن نشر کرد. گرچه
شیوه فرمانروایی آنها، با نظام ملوک الطوایفی، مرکز گریز و جنگهای بی وقفه و
بیابانگردی، بیشتر یادآور دوران اشکانیان بود.
پس
از مرگ دُقاق، فرزند وی، سلجوق مورد توجه بیغو قرار گرفت و با لقب سباشی
«= جلو دار لشکر» مفتخر شد. سلجوق چون خود را به بیغو بسیار نزدیک میدید،
به خود اجازه داد، روزی در حرمخانه پادشاه رفته، بالاتر از زنان و فرزندان
وی بنشیند. زنان بیغو این رفتار «ناپسند» را به پادشاه بردند و از وی تنبیه
او خواستار شدند. چون سلجوق از عزم پادشاه در سیاست کردن خود، مطلع شد، با
صد تن از خویشان و دلاوران و جنگجویان خود به همراه بار و بنه، ترکستان را
ترک گفت و رهسپار ماوراءالنهر شد و راه سمرقند در پیش گرفت. چندی در جند اقامت کرد و در همانجا بود که اسلام آورد.
در
همین ایام و اقامت وی در جُند بود که برخی از طوایف ترک، از امیر جُند،
درخواست باج و خراج کردند. سلجوق وی را از پرداخت باج بر حذر داشت و با
دلاوران خود، با سپاهیان ایلک خان به جنگ پرداخت و آنها را متفرق کرد. از
آن پس، سلجوق اعتبار و قدرت زیادی کسب کرد و اغلب امیران و پادشاهان در دفع
«کفار» از وی استفاده میکردند، چنان که، ابراهیم سامانی نز در نبرد با
ایلک خان از سلجوق یاری طلبید.
سلجوق
چهار پسر داشت به نامهای؛ اسرافیل، میکائیل، موسی بیغو و یونس. میکائیل و
موسی بیغو در روزگار جوانی در یکی از جنگها، زخم سختی برداشته و کشته شدند.
میکائیل خود دارای دو پسر به نامهای؛ طغرل بیگ و چغری بیگ بود. همین دو
برادر بودند که توانستند در عهد مسعود غزنوی، پایههای دولت سلجوقیان را
مستحکم سازند.
رابطه
سلجوقیان با رهبر اسمی عالم اسلام؛ یعنی خلیفه بغداد نیز مبتنی بر یک
سیاست روشن و پیروی از یک سلسله اصول دیپلماسی نبود. از همان عهد طغرل تا
پایان فرمانروایی قوم، پادشاهان سلجوق، وقتی محتاج به تأیید خلیفه بودند،
نسبت به وی اظهار فروتنی و خاکساری میکردند و هنگامی که از حمایت او بی
نیاز، با وی دعوی رقابت و همسری داشتند و احیاناً برخوردهایی خشونت آمیز
نشان میدادند.
خلیفه عباسی در دوران اقتدار این قوم، اگر چه مثل دوران آل بویه در شرایط ضعف نبود، اما با تعظیم و تکریم ظاهری هم که از سوی سامانیان و غزنویان در حق وی اظهار میشد، مواجه نبود.
در اغلب مواقع در این دوران، خلیفه بغداد قدرتش محدود به قلمرو کوچک خویش و نظارت بر امور شرعی بود، و حتی اتابکان و خوارزمشاهیان نیز، خلیفه را تنها در همین محدوده مورد تأیید قرار میدادند.
ملوک
الطوایفی رایج در این عصر هم از طریق قدرت فائقه سلطان تحت نظارت بود.
چیزی که این نظارت را تا پایان عهد سلجوقیان تأمین کرد، ترتیبات دیوانی و
نظام اداری بود که هر چند شاهزادگان و حکام - ملوک الطوایف - به آسانی به
آن گردن نمینهادند، اما به هر صورت نوعی انتظام قابل قبول را در سراسر
قلمرو آل سلجوق برقرار میداشت.
از سوی دیگر، خوی بیابانی امیران ترک آل سلجوق و قدرت مطلقه
و عشق به غارت و استبداد این امیران، نظام دیوانی و صاحبان دیوان را که به
هر تقدیر نظم و نسق و حساب و کتاب از لوازم و ضرورتهای شغل آنان بود، این
وزیران و دیوانیان را در مقابل سلطان قرار میداد زیرا استبداد و اِعمال
قدرت بدون حسابرسی و حساب دهی پادشاهان، نظام دیوانی را بر نمیتافت.
به همین جهت بارها سلاطین سلجوقی، وزیران خود را کشتند و یا به کشتن دادند و یا به دست دشمنان سپردند و اموالشان را مصادره کردند.
با
توسعه و رایج شدن نظام اقطاع، بزرگان و امیران خود را در مجرای قانونی
انداخته و به نام قانون و حکومت، اقدامات مستبدانه را مشروع و مقبول
ساختند. در عین حالی که، بنیانهای حکومت را نیز سست و بی دوام نمودند.
به
هر حال این شبانان بیابانگرد، بعد از غلبه بر مسعود، در مرو و همچنین
نیشابور، خطبه سلطنت به نام خود خواندند و آغاز فرمانروایی آل سلجوق را
اعلام داشتند.
این جابجایی سلطنت از غزنویان به سلجوقیان دست کم
برای مردم ایران با وجود استمرار برخی از معایب و مصیبتهای گذشته که ناشی
از طبیعت این قوم و استبداد مطلقه حاکم بر ایران بود محاسن و منفعتهایی نیز
به همراه داشت.
چه امیران اولیه قوم که تربیت شدگان وزیرانی با
کفایت و مدبر و توانا همچون خواجه عمید الملک کندری، و خواجه نظام الملک
طوسی بودند، این میزان درک و آگاهی منافع دراز مدت دولت خود را داشتند که
بخشی از اموال ستانده شده را صرف رعایا، تعمیر جادهها، امنیت راهها، ساختن
پلها و رباطها کنند.
بدون نظارت آنها بر احوال رعایایی که میباید بر وفق آیین حکومت، منافع مادی و نیروی نظامی آن را تأمین کنند، ممکن نبود.
اقشار ، اقوام ، گروه های متعدد زبانی و فرهنگی ، اقلیت های مذهبی و غیر مذهبی ، گروه های متنوع جماعتی و … ترکیب متنوعی از مردمان یک سرزمین راشکل می دهند . این اقوام باوجود تفاوت های متعدد با حضور در کنار یکدیگر به وحدت و یگانگی مردمان یک سرزمین را شکل می دهند درعین حال به دلیل زبان,گویش,فرهنگ و نگرش های مختلف به غنای فرهنگی آن سرزمین کمک می کنند.
بلوچ یکی از این اقوام است که علاوه بر ایران در کشورهای پاکستان و افغانستان هم مستفر هستند. بلوچ های ایرانی در استان سیستان و بلوچستان و به طور مشخص تر در بخش بلوچستان ایران زندگی می کنند و می توان گفت با وجود فرهنگ بسیار غنی نسبت به سایر اقوام ایرانی کمتر شناخته شده اند.
همسایگی با کشورهای محرومی چون افغانستان و پاکستان ، رفت و آمد سهل الوصول افغانی ها و در نتیجه قاچاق مواد مخدر و نیز اعتیاد از مشکلات جدی این منطقه محسوب می شود . بلوچها بیشتر به ارتباط درونی تمایل دارند خویشاوندی آنهاصرفا بر اساس «ازدواج درون قومی» انجام میشود.
با این وجود بلوچستان ایران مهد حضور بلوچ ها است که به همراه دیگر اقوام کشورمان هویت ایرانی را بازنمایی و معرفی می کند.

تاریخچه قوم بلوچ:

منابع و شواهد نشان میدهد که بلوچها پیش از ظهور اسلام در بلوچستان حضور نداشتهاند. آنها تبار آریائی داشته به احتمال خیلی قوی ساکن شمال ایران – کوههای البرز و دریای خزر – بودهاند. آنها سالها در ارتش ایران باستان نقش داشته و سرانجام احتمالاً در زمان خسرو انوشیروان، از شمال به کوههای کرمان کوچانده شدند. علاوه بر اینها زبان، شعر، موسیقی و اعتقادات و باورهای آنان نشانگر ویژگیهای مشترک فرهنگی این قوم با دیگر اقوام است.
"لرد کرزن" در کتاب خود آورده است: «در مورد ریشه قومی بلوچها اجماع نظر وجود ندارد. دو نظریه محور بحثهای موجود است. نظریه ریشه ایرانی (آریائی)، نظریه ریشه عربی. در گذشته انتساب بلوچها به عربها و انتصاب به حمزه عموی پیامبر اسلام (ص) مایه غرور آنها بود… اما نخبگان حاضر بلوچ این انتساب را معتبر نمیدانند و معتقدند که فاقد مستندات تاریخی است».
جغرافیای بلوچستان:

بلوچستان ایران در استان سیستان و بلوچستان واقع شده است. از لحاظ طبیعی استان شامل دو قسمت جداگانه به نامهای سیستان و بلوچستان است. «سیستان در شمال استان و نیز در شرق ایران و بلوچستان در جنوب این منطقه واقع شده است». بلوچستان از شمال به سیستان و افغانستان، از جنوب به دریای عمان، از شرق به پاکستان و از غرب به کرمان در خراسان منتهی میگردد.
بلوچستان
به چهار بخش تقسیم میشود: بخشهای سرحد، سراوان، بمپور و مکران. ولی از
نظر جغرافیای تاریخی شامل دو بخش است: 1- ناحیه شمالی (سرحد) 2- ناحیه
جنوبی (مکران). ساختار سیاسی – اجتماعی سنتی در بلوچستان متأثر از
جغرافیای منطقه میان دو بخش شمالی و جنوبی متفاوت است.
بخش شمالی زندگی قبلیه ای و وابسته به گله داری دارد و در بخش جنوبی بیشتر زندگی بر پایه کشاورزی جریان دارد و زندگی قبلیه ای به قدرت بلوچستان شمال نیست.
مهم ترین شهرهای بلوچستان عبارتند از : زاهدان ، چابهار ، سراوان ، خاش ، نیک شهر و ایران شهر .
مذهب:
در
سرزمین بلوچستان و در طوایف بلوچ تسنن به ویژه شاخه حنفی مذهب غالب است.
البته «در بین بخشهایی از آن شیعه هم وجود دارد از جمله «ایل بامری» و
«ایل عبداللهی» شیعه مذهبند».
شاخهای از بلوچها که عمدتاً در حوزههای
ساحلی مکران و کراچی پاکستان پراکندهاند (در حدود 500 تا 700 هزار نفر)،
زیکری (Zikri) هستند این گروه معتقد به عیسی مسیح (ع) هستند.
«در
اعتقادات و باورها و سنن مذهبی جامعه بلوچ آثار و نشانههای از مذاهب
ابتدائی نظیر «آنیمیسم» را نیز میتوان دید. نمونههائی از این باورها و
شعائر که درواقع نمودی از تاریخی ناشناخته و نمونه قابل ملاحظهای از
فرهنگپذیری و تاثیرگذاری محیط زیست و نحوه معیشت را نشان میدهند میتوان
در زندگی روزمره مردم منطقه به عیان دید».
«اعتقاد
به زارها و بادها نیز یکی از ارکان اعتقادی مردم بلوچستان را تشکیل
میدهد بنا به اعتقادات عامه، زارها موجوداتی غیرانسانیاند که در جسم
انسان راه یافته و با بیمار ساختن او تا حد مرگ به آزار او میپردازند.
تنها راه نجات فرد مبتلا توسل به «بابا» یا «مامای» زار است که با تشکیل
مجالس خاص و خواندن اوراد و استفاده از آلات موسیقی زار را از تن بیمار
بیرون میکنند… اعتقادات دیگر همچون اعتقاد به جنها و دیوها نیز در میان
عامه رواج دارد که اهمیتشان به پای زارها و بادها نمیرسد. بعضی از محققین
نفوذ این اعتقادات در منطقه را نتیجه تجارت بردگان آفریقائی و سکونت بخشی
از آن در منطقه مزبور میدانند بنا به اعتقادات ایشان شباهت فراوانی بین
این شعائر و باورهای ابتدائی مردم آفریقا وجود دارد».
«از جمله موارد
اعتقادی دیگر مردم اعتقاد به مشایخ است. قداست این شیوخ تا حدی است که مزار
آنها به عنوان زیارتگاه به شمار میآید». درواقع آنها مراجع تقلید
بلوچند.

گردش گری و توریسم:
بلوچستان
ایران به دلیل محروم بودن در عین حال ترس مردم از ناامنی ها ی مرزی آن کم
تر مورد توجه گردش گران و توریست های داخلی و خارجی قرار گرفته است با این
وجود جنبه هایی از گردش گری را به صورت بالقوه در بطن خود دارد . از جمله
در بخش جاذبه های طبیعی ، کشور ایران با داشنن 9 ذخیره گاه زیستی (
اکوتوریسم ) مقام نهم را در جهان به خود اختصاص داده است . بالغ بر 4.9
میلیون هکتار (48 منطقه) از این ذخیره کاه ها مربوط به مناطق حقاظت شده است
که 2 مورد آن در بلوچستان ایران واقع شده است به نام های "گاندو" و "خرس
سیاه" .
منطقه حفاظت شده " گاندو" با وسعتی در حدود 3830 هکتار در جنوب شرقی چابهار واقع شده و به لحاظ دارا بون اکوسیستم خاص و شرایط زیستی مناسب برای تمساح ، تنها زیستگاه عمده این جانور در کشور ایران به حساب می آید . هم چنین شرایط خاص اکوسیستم رودخانه ای این منطقه امکانات زندگی نوعی ماهی عجیب به نام " گل خور" را فراهم آورده که قادر به زیست در آب های کم عمق و بستر گلی رودخانه است . منطقه حقاظت شده "خرس سیاه" که در ارتفاعات شمالی شهر های قصر قند و نیک شهر قرار دارد با وسعتی حدود 2400 کیلومتر مربع و با ارزش زیست محیطی بسیار بالا گونه ای منحصر به فرد از خرس سیاه را در خود جای داده است . این دو منطقه محل زندگی انواعی از حیوانات است و به دلیل جلوه های دیدنی خاصشان می توانند جاذب سیاحان و گردش گران داخلی و خارجی باشند .گل فشان ها از دیگر عوارض طبیعی دیدنی و تماشایی ناحیه هستند .
در
بخش جاذبه های علمی و پژوهشی آثار تاریخی ، اماکن باستانی و موزه ها
مطرحند . در منطقه بلوچستان به دلیل مرزی بودن و شرایط جنگی خاص قلعه های
زیادی ساخته شده که عمده آن ها مربوط به دوره های تاریخی ایران در قبل از
اسلام است . به نظر نمی رسد که این قلعه ها امکانی از گردش گری قومی را
برای بلوچ ها ایجاد نماید .
"مقبره امام زاده سید غلام رسول" در چابهار
، "درخت کهنسال مکرزن" در نیک شهر و "قبرستان قدیمی گشت" در سراوان از
جمله مناطقی هستند که صرفا جاذب گردش گران محلی منطقه بلوچستان است .
"شهر
سوخته" و "شهرهای باستانی زرنج" در شهرستان زابل امکان جذب توریست را در
صورت رسیدگی و ایجاد امکانات و توجه سازمان گردش گری پیدا خواهد نمود . گر
چه این آثار تاریخی در بخش سیستان واقع شده و نه بلوچستان ولی وجود آن در
استان سیستان و بلوچستان امکان مطرح کردن هویت بلوچی را در پی خواهد داشت .
در
بخش جاذبه های ورزشی-تفریحی می توان از پتانسیل کوه های تفتان در 25
کیلومتری شهر خاش ، کوه بزمان در ایران شهر و کوه خواجه در 10 کیلومتری
زابل یاد کرد که امکان کوه نوردی و ورزش های کوهستانی را در بطن خویش دارد .
هم چنین به دلیل هم جواری بلوچستان با دریای عمان در نتیجه شکل گیری پدیده
های طبیعی چوم سواحل ، خلیج و هورها (سواحل شنی) ، سواحل شمالی خلیج
چابهار و کنارک علاوه بر کارکرد بوم شناختی ، چشم اندازهای زیبا ، قابلیت
های تفریحی –گردشی یافته اند . هم چنین بندر چابهار به عنوان یک بندر دیدنی
امکان ورزش هایی چون قایق سواری و اسکی روی آب را جهت توریست های بالقوه
فراهم می کند .
"پارک تیسکوپان" و "باغ تاریخی تیس" به ترتیب در شمال
شرقی چابهار و در دره تیس ، نیز "دره سبز رودخانه سرباز" همگی از جلوه های
زیبا و طبیعی منطقه بلوچستانند که جایگاهی ویژه در توریسم حداقل توریسم
داخلی فراهم می کنند .

لباس و غذا:
«شکل
پوشش گروههای انسانی ارتباط مستقیمی با شرایط اقلیمی، فرهنگی و قومی هر
منطقه دارد همچنین معرف ذوق و هنر، آداب و سنتهای جوامع بشری است. یکی از
موضوعاتی که بیشاز همه توجه انسان را در بدو ورود به سیستان و بلوچستان
جذب میکند تنوع رنگ در پوشاک است».
لباس بلوچها طی زمان تغییراتی کرده
ولی همچنان نمایشگر پوشاک ویژه مردم این منطقه است. نام و مشخصات برخی
البسه مرد بلوچ که بهطور سنتی سفید رنگ است عبارتند از:
1- پاک : عمامهای گرد که بر سر میبندند.
2- مسر : دستمال سر، شبیه عمامه میبندند.
3- کلاه سوپی : عرقچین است و در مسجد و عبادت برسر میگذارند
4- چکندوز : کلاه دستدوزی شده اعیانی
5- جامگ : پیراهن مردانهای است گشاد و جادار
6- لنگ : پارچهای است که به دور گردن میآویزند
7- گنج پراک : زیر پیراهن
8- پاجامک : شلوار گشاد و چیندار بلوچی است
9- سرینبند : کمربندی است پارچهای برای شلوار
10- شال : کت پشمی که زمستان میپوشند
11- سواس و پوزا : کفشی است که با برگ خرمای وحشی میبافند
12- دوبنده : پاافزاری است که با پوست گاو میسازند
13- کوش : کفش چرمی
14- کرو : جوراب پشمی برای زمستان
در بلوچستان عمدتا بنا به اقلیم خاص منطقه ای غذای مخصوص به آن اقلیم طبخ می شود . برای مثال ماهی مهمترین غذای مردمان چابهار و کنارک است و انواعی از خوارک ماهی توسط آنها طبخ میشود و یا در آن بخشهائی از استان که درخت نخل وجود دارد غذاهای خرمائی بیشتر مورد مصرف است و در مناطقی با ظرفیت کشاورزی و دامپروری خوراکی هایی از گندم و گوشت حیوانات به مصرف می رسد .
تقدیم به قوم عزیز بلوچ
درود بر مردانگیتان
تصاویر زیر مربوط به شاهکارهای هنری است که اغلب بعد از مرگ آفریننده آن به شهرت رسیده و برخی از ابعاد آنها تنها طی سالهای اخیر و ابداع تکنولوژی ها روز کشف شد.
قیمت این آثار بسیار گران است و تعیین ارزش مالی بیشتر آنها برای کارشناسان بسیار دشوار است .
مونالیزا
اثر: لئوناردو داوینچی
محل نگهداری: لوور، پاریس- 06-1503

این صورت با لبخند مرموزش خودش با هنر مترادف شده است و قطعا مشهورترین نقاشی ای است که همهمان میشناسیم و تقریبا تاثیرگذارترین پرتره در طول تاریخ نیز بوده است.
شب پرستاره
اثر: وینسنت ون گوک
محل نگهداری: موزه هنرهای معاصر، نیویورک، 1889

بی
شک این اثر هنری بهترین دوست داشتنیها را به نمایش گذاشته و اما نوابغ
را نیز به دردسر انداخته است. گویا هنرمند قصد داشته در طول نیم قرن یا
بیشتر با استفاده پرمعنی اش از رنگ نوابغ و هنرمندان سراسر جهان را تحت
تاثیر قرار دهد.
گلهای آفتابگردان
اثر: وینسنت ون گوک
محل نگهداری: لندن، گالری ملی، 1888

ون
گوک بعد از ترک کردن زادگاهش هلند به قصد جنوب فرانسه برای تشکیل انجمن
هنری، این گلهای آفتابگردان را نقاشی کرده است. او این اثر را برای تزئین
اتاق خواب دوستش پل گوگن نقاشی کرد. ون گوک سال بعد یعنی سال 1889 کپی
دیگری نیز از این نقاشی کشید و شاید هم کپی دیگری در سال بعدتر. کپیها و
نسخههای متفاوت دیگری از این تابلو نیز به شاگردان او نسبت داده شده است.
این گلهای هنری معروف در قلبشان نمونه سادهای از ایجاز زندگی را به نمایش
میگذارند؛ آنها چرخههای متفاوت زندگی ما هستند، شکوفههای شاداب و
باطراوت تا پژمردگی و نابودی...
موج نهم
اثر: ایوان آیوازوفسکی 1850
محل نگهداری: موزه دولتی روسیه، سن پترزبورگ

تابلوی
موج نهم شاهکاری واقعی است. آیوازوفسکی در این نقاشی که تلاش شوم گروهی را
برای نجات یافتن از امواج بیرحم اقیانوس نشان داده، به کمال تکنیکی ناب
خویش دست یافته است. با وجود این قویترین بخش این کمپوزیسون در مرکز نقاشی
قرار دارد که مرموزترین و عرفانیترین بخش و نمایش دهنده تشعشعات خورشید
میباشد و به صحنه با طیفی از رنگهای قوی سبز و صورتی روشنایی بخشیده است.
همچنین بارها از این نقاشی به اسم زیباترین نقاشی روسی نام برده شده است.
گالری علوفه
اثر: جان کنستابل 1821
محل نگهداری: گالری ملی، لندن

این
تابلو به عنوان بزرگترین نقاشی بریتانیایی ارزشمند و مورد تقدیر واقع
میشود، اما وقتی که برای اولین بار در سال 1821 در آکادمی سلطنتی نمایش
داده شد (با عنوان: نیم روز)، در پیدا شدن خریدار ناکام ماند. ولی وقتی در
فرانسه تئودور گریکالت این اثر را تحسین کرد بیشتر مورد توجه قرار گرفت. و
بالاخره وقتی در یک سالن در پاریس همراه با تابلوهای دیگر کنستابل نمایش
داده شد شور و هیجان بیشتری را برانگیخت (گفته شده که حضور داشتن
نقاشیهای دیگر کنستابل در این نمایشگاه یک هدیه برای گریکالت که خیلی زود
و در همان سال فوت کرد، به شمار میآمده). در این نمایشگاه تابلوی گالری
علوفه به طور قطع به عنوان برنده مدال طلایی که توسط چارلز ایکس از فرانسه
اهدا میشد انتخاب شده بود. آثار کنستابل در این نمایشگاه تحت تاثیر و
الهام گرفته از نقاشهای فرانسوی مثل اوژن دلاکروا بود.
برج بابل
اثر: پیتر بروگل مهتر 1563
محل نگهداری: موزه کانستیستوریس، وین

موضوع
این نقاشی سازه برج بابل است؛ در کتاب مقدس آمده که این برج ساخته دست بشر
برای رسیدن به بهشت بوده. بروگل در نشان دادن معماری برج بابل با طاقها
بیشمار و نمونههای دیگر از مهندسی رومی، عمدا کلسئوم روم را تداعی کرده
است. هدف او از این نقاشی این بوده که خطرات غرور بشر و شاید هم زیانبار
بودن عقلانیت کلاسیک در مواجه با الاهیت را نشان دهد.
تمرر جنگجو به آخرین لنگرگاهش کشیده میشود تا از هم باز شود
اثر: جی.ام.دبلیو. ترنز 1838
محل نگهداری: گالری ملی، لندن

در
مهمترین بخش نقاشی، یعنی کشتی جنگی قدیمی، ترکیب بندی اثر غیر عادی است،
که در سمت چپ تصویر جا داده شده یعنی جایی که بر شکوه و جلال اثر تاکید
میشود و اکثر رنگهای شبح گونه آن در گوشه ای از مثلثی قرار گرفته است که
در دو گوشه دیگر آن آسمان آبی و همچنین مهی که به سوی آسودگی خیال پیش
میرود، قرار دارد. زیبایی قایق کهنه در کنتراست قوی و رنگهای سیاه و چرکین
قایق با بخارهایی نمود پیدا میکند که به سرعت از روی سطح دریاچه بلند
میشود؛ "مثل بخار آب". در سال 2005 این نقاشی به عنوان عالیترین اثر هنری
در گالری هنر بریتانیا انتخاب شد.
گشت شبانه
اثر: رامبرانت وان رین 1642
محل نگهداری: آمستردام، Rijksmuseum

از
این نقاشی به عنوان بهترین کار رامبراند نام برده شده است، چرا که این اثر
تمام الگوهای نقاشی را شکسته تا حدی که تمام نقاشان چهره آن دوران از خلق
این اثر ابراز نگرانی و ناراحتی کردند. این نقاشی به تازگی به نمایش گذاشته
شده و به عنوان یکی از بهترین آثار اروپای شمالی به بازدیدکنندگان ارائه
میشود.
خوک چران، بریتانی
اثر: پل گوگن 1888
محل نگهداری: موزه هنر شهر لس آنجلس

گوگن
یکی از نقاشان پیشرو پست امپرسیونیست به شمار میآید. این نقاشی رنگین
نسبت به نقاشیهای دیگر گوگن به سبک پخته خاص خودش فضاهای رئال بیشتری
دارد. "خوک چران" با کشاورز و خوکهایش و پس زمینه ای از خانههای کوچک
روستایی و آسمان، از پیش زمینه ای متفاوت برخوردار است. رنگهای قوی و تکه
تکه یکی از سبکهای خاص و متعلق به گوگن است.
دو خواهر (روی تراس)
اثر: پیر آگوست رنوآر 1881
محل نگهداری: موسسه هنری شیکاگو

تجلیل از زیبایی بهار و پیمانهای دوران جوانی، در تابلوی دو خواهر (روی تراس) سبک تکنیکی و کمپوزیسیون درست، نمایش هنرمندانانه رنگهای لرزان باطراوت به خوبی مشهود است. اکثر تصاویر نقاشی در اندازه واقعی قضایی سطحی را در جلوی تراس اشغال کرده اند؛ و در پشت آنها فضایی پرنشاط و پر از برگ مورد توجه قرار میگیرد که به نحو بسیار شدیدی روی فرمها و شکلهای نقاشی شده فوکوس میکند. صورت دو دختر به شدت بر اصول نقاشی جدید رنوآر تاکید داشته و آن را آشکار میکند و رنگ صورتها تحت تاثیر سایهها یا بازتابها قرار نگرفته است. رنگ چشمهای دختر کوچک بسیار شفاف و واضح، به رنگ آبی ترانسپورانت و شفاف، ما را به تماشا کردن جهان با نگاهی تازه و از دید چشمانی بیگناه دعوت میکند.
روستایی که فرهنگسرا و موزه مردم شناسی دارد و اهالی می گویند هرگز دزد نداشته است. روستایی که عده ای می گویند گذرگاه رستم قهرمان شاهنامه فردوسی بوده است. در خانه ها حتی در 9 ماه از سال که خالی ازسکنه است باز است. مردم این روستا در مهمان نوازی شهره اند و جمعیت روستا در ماه های گرم سال بیشتر از ماههای سرد سال است.

روستای کندلوس در منطقه کجور نوشهر در استان مازندارن قرار دارد و یکی از روستاهای دارای بافت ارزشمند و از مناطق نمونه گردشگری کشور است.

خانه های قدیمی با نمایی از چوب، سقف های چوبی، پنجره های
کوچک زیبا، دیوارهای کاه گلی و کوچه های سنگ فرش شده، چشمه های آب معدنی و
نهرهای جاری نمای روستای کندلوس را می سازند.

موزه مردم شناسی این روستا دارای آثار ارزشمندی است که آن را
از سایر موزه های کشور مسثتنی می سازد. این مجموعه برای زنده نگاه داشتن
فرهنگ، هنر و سنت های زیبای مردم کجور تاسیس شده است.

دهکده توریستی کندلوس در منطقه کجور مازندران تمدن های بسیاری
را در دورهای مختلف تاریخی به خود دیده است. در این دهکده آثاری از تمدن
قبل از میلاد، تمدن ایران قبل از اسلام و تمدن ایران بعد از اسلام دیده
شده است.زنان کندلوسی جاجیم، جوراب، دستکش و بلوز پشمی می بافند، گندم
آسیاب می کنند، سبزی خوردن می کارند، شیر گاوها را می دوشند و هیزم می
شکنند.

برای رسیدن به موزه دهکده باید از میان کوچه های باریک و سنگفرش روستا بگذرید.
البته در این مسیر حتما زمانی را صرف دیدن خانه های منحصر به فرد و سرشار از خاطره و تاریخ این روستا می کنید.

اگر به کندلوس سفر کردید حتما به موزه گیاهان دارویی این
روستای ارزشمند سر بزنید. مجموعه کشاورزی که به کار کشت، تولید و بسته
بندی گیاهان اصلی دارویی، معطر و روغن های گیاهی مشغول است.اهمیت این
مجموعه جدا از این موارد به دلیل کاشت گیاه ژنتیک های ارزشمند درآن
است.مردم روستای کندلوس، به زبان مازندرانی ( کجوری)حرف می زنند.

" کمال الملک " در سفری که به همراه ناصر الدین شاه به این
روستا داشته است، تابلویی از این دهکده نقاشی کرده است که در حال حاضر در"
کاخ موزه صاحبقرانیه " قرار دارد.برای رسیدن به این روستا از مسیر کندوان
حرکت کنید، این مسیر در کیلومتر 25 جاده چالوس به کرج بعد از عبور از دوراهی کجور و طی کردن مسافتی در حدود 35 کیلومتر به دهکده کندلوس می رسد.
۷
کیلومتر بعد از مرزن آباد به دوراهی کجور می رسید، در این راه فرعی بعد از
طی کردن حدود ۴۲کیلومتر مسیر کوهستانی به روستای کندلوس می رسید.
بدون شک این روستا از زیباترین مناطقی است که تا به حال و در همه عمرتان دیده اید. روستای 4 هزار ساله ای که همه زیبایی هایش را جایی میان دره های البرز مرکزی در جنوب دریای خزر و میان کوه ها پنهان کرده است و خودش را تنها به کسانی نشان می دهد که به سراغش می روند.
زمانی که این خبر را شنیدم و بعد تحقیق کردم خیلی افسوس خوردم که چیزی به این بزرگی و تاریخی در کشورمون هست ولی ازش یا بی اطلاع هسیم یا بی تفاوت نمیدانم مسوءلان ما کی به فکر خواهند افتاد
ولی به حتم میدانم که این یا این آثار گرانقدر رو اروپاییان داشتند الان بهترین بهره رو ازش میبردن
بنايي با معماري خاصي در «نقش رستم» وجود دارد كه از زمان ورود اسلام به ايران به اشتباه، اعراب نام «كعبه زرتشت» را به آن دادند، چون كاربرد واقعي آن را نميدانستند. آن زمان فكر ميكردند كه هر ديني بايد براي خود بُتكده يا عبادتگاهي داشته باشد، براي همين فكر كردند اين بنا هم مركزيت يا كعبه زرتشتيان است.
در ديوار داخل اين ساختمان لغت «کعبه» حکاکي شده است.
در کتابهاي زرتشتي آمده است که حضرت زرتشت «زاراتشترا» در اين محل، نيايش
ميکرده است. اعراب، لغت کعبه را از پارسي پهلوي گرفتند. همانطور که در
زمان داريوش کبير به كشور «عمان» امروزي «مکه» ميگفتند؛ بنابراين كلمه مكه
نيز فارسي است.
در محاسبه روز نوروز در کتب زرتشتي نوشته شده است که زرتشت در اين رصدخانه، محل شروع نوروز را محاسبه کرد. نوروز در روز اول فروردين از محلي شروع ميشود که اولين اشعه آفتاب در آنجا بتابد. بر اساس برآورد گاهنامه زرتشت، هر 700 سال يکبار نوروز از ايران شروع ميشود. آخرينباري که نوروز از ايران شروع شد، 300 سال پيش بود. در سال 1387، نوروز از پاريس و بروکسل و در سال 1388 ار تورنتو و نيويورک شروع شد. سال آينده هم نوروز از محلي بين آلاسکا و هاوايي شروع خواهد شد.
از
آن زمان تا به امروز، يعني قرن بيست و يكم ميلادي، كاربرد و تعريف اين بنا
كشف نشده بود. خوشبختانه پژوهشگر ايراني «رضا مرادي غياثآبادي» كه
تحقيقات فراواني در زمينه ايران باستان داشته است، نتيجه كشف خود را در
كتابي به نام «نظام گاهشماري در چارطاقيهاي ايران» توسط انتشارات «نويد
شيراز» به چاپ رسانده و راز اين بنا را منتشر كرده است.
تا امروز
حدس ميزدند كاربرد اين بنا، محل نگهداري كتاب اوستا و اسناد حكومتي يا محل
گنجينه دربار و يا آتشكده معبد بوده است. اما غياثآبادي با تحقيقات خود
ثابت كرد اين بنا با مقايسه با تمامي بناهاي گاهشماري (تقويم) آفتابي در
سرتاسر جهان، پيشرفتهترين، دقيقترين، و بهترين بناي گاهشماري آفتابي جهان
است. اين در حالي است كه تا قبل از اين بنا هم «چارطاقيها» در نقاط مختلف
ايران احداث شده بودند و همين وظيفه را با شيوهاي بسيار ساده اما دقيق و
حرفهاي بر عهده داشتند
تمامي
بناهاي گاهشماري آفتابي در جهان فقط ميتوانند روزهاي خاصي از سال (مانند
روزهاي سرفصل) را مشخص كنند و حتي با سال خورشيدي هم تنظيم نيستند. اما اين
بنا با دقت و علمي كه در ساخت آن اجرا شده، قادر است بسياري از جزئيات
روزهاي مختلف سال و ماهها را مشخص كند. زرتشتيان با استفاده از اين بنا
ميتوانستند بسياري از مناسبتها و جشنهاي سال را روز به روز دنبال كنند و
از زمان دقيق آنها آگاه شوند.
بسياري از بناهاي چارطاقي در سطح كشور
(به تصور آتشكده) يا به طور كامل تخريب شده و يا تغيير كاربري داده شده
است. ولي خوشبختانه تعدادي هم مانند چارطاقي «نياسر» و چارطاقي «تفرش»،
سالم مانده و براي ما و نسلهاي بعدي باقي ماندهاند.
متأسفانه بناي «كعبه زرتشت» با آن كه تقريباً سالم باقي مانده است به ثبت ميراث جهاني سازمان ملل نرسيده است! حتي سازمان ميراث فرهنگي هم اين بنا را همراه بناهاي عجايب هفتگانه جديد (كه برج ايفل هم يكي از كانديداها بود) پيشنهاد نداد! حتي با كشف راز اين بنا هم هيچگونه انعكاس و جنجالي به پا نشد!
اين
بنا، يك گاهشمار تمام سنگي ثابت در جهان است كه بايد سازندگان آن از
بسياري از نكات علميِ جغرافيايي، نجومي، سال كبيسه، انحراف كره زمين نسبت
به مدار خورشيد، تفاوت قطب مغناطيسي با قطب جغرافيايي، مسير گردش زمين به
دور خورشيد و... را در 2500 تا 3000 سال پيش، در دوران حكومت هخامنشيان
آگاهي ميبودند. حال آنكه خيلي از آنها را مانند كروي بودن كره زمين و گردش
زمين به دور خورشيد را در چهارصد سال اخير در اروپا كشف كردند و به نام
خودشان ثبت كردند!
شايد در ابتدا اين تشابه بيربط به نظر برسد اما حتي در سايت رسمي شركت
مزدا هم شرح داده شده كه بنيانگذار شركت مزدا يعني جوجيرو ماتسودا
علاقهي فراواني به پيامبر ايران باستان، زرتشت داشت.
شركت خودروسازي مزدا موتور ژاپن 91 ساله شد.شركت
خودروسازي مزدا موتور كه در بازار خودروهاي سواري ايران نيز طرفداران خاص
خود را دارد از جمله بزرگترين خودروسازان ژاپني محسوب ميشود كه به رعايت
كيفيت در توليد محصولات خود شهرت داد.
توليد شركت مزدا به تنهايي
از كل صنعت خودرو ايران بيشتر است. شركت مزدا در سال 1920 ميلادي ابتدا به
عنوان توليدكنندهي ابزار و ماشينآلات توسط جوجيرو ماتسودا پايهگذاري شد
و امروزه در بازار خودروي بسياري از كشورهاي جهان حضور دارد. مزدا توليد
خودروهاي خود را به صورت رسمي از سال 1931 آغاز و اين شرکت در طول جنگ
جهاني دوم براي ارتش ژاپن توليد اسلحه و جنگ افزار كرد. اولين اتومبيل
داراي چهار چرخ اين شرکت ژاپني با نام مزدا 360 در سال 1960 وارد بازار شد.
